دندانپزشکی 88 کرمانشاه
 
PortalHomeFAQSearchMemberlistUsergroupsRegisterLog in

Share | 
 

 عشق مادری.....ا

View previous topic View next topic Go down 
AuthorMessage
hosna



Posts : 161
Join date : 2010-04-30

PostSubject: عشق مادری.....ا   Fri Jun 04, 2010 4:07 pm

در یک روز گرم تابستان ، پسر کوچکی با عجله لباسهایش را در آورد و خنده کنان داخل دریاچه شیرجه رفت.

مادرش از پنجره نگاهش می کرد و از شادی کودکش لذت میبرد. مادر ناگهان تمساحی را دید که به سوی پسرش شنا می
کرد. مادر وحشتزده به سمت دریاچه دوید و با فریادش پسرش را صدا زد . پسرش سرش را برگرداند ولی دیگر دیر شده
بود

تمساح با یک چرخش پاهای کودک را گرفت تا زیر آب بکشد، مادر از راه رسید و از روی اسکله بازوی پسرش را گرفت.

تمساح پسر را با قدرت می کشید ولی عشق مادر آنقدر زیاد بود که نمی گذاشت پسر در کام تمساح رها شود.کشاورزی که
در حال عبور از آن حوالی بود ، صدای فریاد مادر را شنید، به طرف آنها دوید و با چنگک محکم بر سر تمساح زد و او رافراری داد

پسر را سریع به بیمارستان رساندند. دو ماه گذشت تا پسر بهبودی پیدا کند. پاهایش با آرواره های تمساح سوراخ سوراخ
شده بود و روی بازوهایش جای زخم ناخنهای مادرش مانده بود

خبرنگاری که با کودک مصاحبه می کرد از او خواست تا جای زخمهایش را به او نشان دهد. پسر شلوارش را کنار زد و با
ناراحتی زخمها را نشان داد ، سپس با غرور بازوهایش را نشان داد و گفت
،
" این زخمها را دوست دارم ، اینها خراشهای عشق مادرم هستند."
Back to top Go down
View user profile
 
عشق مادری.....ا
View previous topic View next topic Back to top 
Page 1 of 1

Permissions in this forum:You cannot reply to topics in this forum
Dentistry of KUMS :: دندانپزشکی 88 :: غیره!-
Jump to: