دندانپزشکی 88 کرمانشاه
 
PortalHomeFAQSearchMemberlistUsergroupsRegisterLog in

Share | 
 

 امتحان ........

View previous topic View next topic Go down 
AuthorMessage
fatima



Posts : 103
Join date : 2010-04-28

PostSubject: امتحان ........   Sat Feb 12, 2011 7:04 am

خدايا!گاهي وقتها که داري امتحانم مي کني و من حواسم نيست که اين امتحان است گاهي چنداشتباه پشت سر هم انجام مي دهم خودم را مي بازم و کم مي اورم گاهي
فکر مي کنم ديگر هيچ وقت,هيچ چيز درست نمي شود.فکر مي کنم مهرباني هايت تمام شده وديگر نه برايت مهمم و نه دوستم داري.خيال مي کنم
طنابي که من را به تو مي رساند پاره شده و من بين اسمان و زمين اويزانم.فکر مي کنم گم شده ام و ديگرهيچوقت پيدايم نمي کني.صدايت مي کنم
و فکر مي کنم نمي شنوي,ياخودت را به نشنيدن مي زني.جوابم را نمي دهي.محلم نمي گذاري.اصلا انگارکه نه انگارکه من هستم.ان وقت
هست که فکرمي کنم نيستي;چون اگربودي ,حتما يک کاري مي کردي.اسم اين حسها,اسم اين حسها که ادم را مچاله مي کند نااميدي است.مي دانم
تو از نااميدي بدت مي ايد و نااميدهارادوست نداري.ميگويي نااميدي يک جورکفراست,يک جورفراموش کردن تو.راست مي گويي;اما با همه اين حرفا
گاهي نمي توانم نااميد نشوم.فکرمي کنم نااميدي کارشيطان است

عرفان نظراهاري
Back to top Go down
View user profile
0111



Posts : 103
Join date : 2010-05-04

PostSubject: Re: امتحان ........   Sun Feb 20, 2011 11:23 am

tnx lol! inam ghashang neveshte...bekhuno lezat bebar!


هر بار كه‌ مي‌روي، رسيده‌اي‌


...پشتش‌ سنگين‌ بود و جاده‌هاي‌ دنيا طولاني مي‌دانست‌ كه‌ هميشه‌ جز اندكي‌ از بسيار را نخواهد رفت.

آهسته آهسته‌ مي‌خزيد، دشوار و كُند؛ و دورها هميشه‌ دور بود.


سنگ‌پشت تقديرش‌ را دوست‌ نمي‌داشت‌ و آن‌ را چون‌ اجباري‌ بر دوش‌ مي‌كشيد.

پرنده‌اي‌ در آسمان‌ پر زد، سبك؛ و سنگ‌پشت‌ رو به‌ خدا كرد و گفت: اين‌ عدل‌ نيست، اين‌ عدل‌ نيست.

كاش‌ پُشتم‌ را اين‌ همه‌ سنگين‌ نمي‌كردي. من‌ هيچ‌گاه‌ نمي‌رسم. هيچ‌گاه.

و در لاك‌ سنگي‌ خود خزيد، به‌ نيت‌ نا اميدي...

خدا سنگ‌پشت‌ را از روي‌ زمين‌ بلند كرد. زمين‌ را نشانش‌ داد. كُره‌اي‌ كوچك‌ بود

و گفت: نگاه‌ كن، ابتدا و انتها ندارد. هيچ كس‌ نمي‌رسد !

چون‌ رسيدني‌ در كار نيست. فقط‌ رفتن است.

حتي اگر اندكي. و هر بار كه‌ مي‌روي، رسيده‌اي.

و باور كن‌ آنچه‌ بر دوش‌ توست، تنها لاكي‌ سنگي‌ نيست، تو پاره‌اي‌ از هستي‌ را بر دوش‌ مي‌كشي؛ پاره‌اي‌ از مرا
.
خدا سنگ‌پشت‌ را بر زمين‌ گذاشت... .

ديگر نه‌ بارش‌ چندان‌ سنگين‌ بود و نه‌ راهها چندان‌ دور.

سنگ‌پشت‌ به‌ راه‌ افتاد و رفت، حتي‌ اگر اندكي؛ و پاره‌اي‌ از «او» را با عشق‌ بر دوش‌ می كشيد...

عرفان نظرآهاري

Back to top Go down
View user profile
 
امتحان ........
View previous topic View next topic Back to top 
Page 1 of 1

Permissions in this forum:You cannot reply to topics in this forum
Dentistry of KUMS :: دندانپزشکی 88 :: غیره!-
Jump to: